العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
42
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
كه مطلع آن اين است : 1 - اقدم حسين اليوم تلقى احمدا * و شيخك الحبر عليا ذا الندى 1 - يعنى اى حسين براى جهاد اقدام كن ، امروز احمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را خواهى ديد و پدر بزرگوارت على را كه صاحب بذل و بخشش است ملاقات ميكنى 2 - حسن را كه چون ماه و به حد كامل با سعادت است و عموى خود را كه مردى پر همت و ارشد است ديدار مينمائى 3 - حمزه كه شير خدا است و اسد خوانده مىشود و جعفر طيار كه داراى دو بال است و در مكان شايستهاى جايگزين شدهاند ملاقات ميكنى ، در بهشت فردوس كه مقام عالى است رفتهاند . در كتاب مناقب ميگويد : گويندهء اين اشعار سويد بن عمرو بن ابى مطاع بود . سپس جهاد كرد تا شهيد شد پس از سعيد بن عبد اللَّه حبيب بن مظاهر اسدى براى مبارزه قيام كرد و رجزى را ميخواند كه اول آن اين است : 1 - انا حبيب و ابى مظهر * فارس هيجاء و حرب تسعر 1 - يعنى من حبيبم و پدرم مظهر مىباشد . من شهسوار كار زارى هستم كه آتش آن شعلهور شود 2 - شما از نظر تعداد بيشتريد ولى ما از لحاظ حجت و دليل عاليتر و ظاهر تريم 3 - شما در موقع وفادارى بىوفائيد ولى ما با وفا و براى حق صبورتريم . من از شما بالاتر و عذر ما براى جنگ مواجهتر است . سپس جنگ سختى كرد و نيز اين رجز را خواند : اقسم لو كنا لكم اعدادا * او شطركم وليتم الأكتادا 3 - يا شر قوم حسبا و آدا * و شرهم قد علموا اندادا 1 - يعنى قسم ميخورم كه اگر تعداد ما به قدر تعداد شما يا به قدر يك قسمت تعداد شما بود شما رو بفرار مىنهاديد 2 - اى گروهى كه از لحاظ حسب و نسب و قدرت بدترين مردم هستيد ، شما بدتر از آن افرادى هستيد كه براى خدا شريك قائل شدند . سپس مردى از بنى تميم بر او حمله كرد و نيزهاى به وى زد ، وقتى خواست برخيزد حصين بن نمير لعنة اللَّه با شمشير ضربتى بر سرش زد و او را از پاى درآورد ،